۰۱ دى ۱۳۸۷
رنج
همه میتوانند طعم رنج را به تنهایی بچشند اما هیچکس نمیتواند در جامعهای که خوشبخت نیست به تنهایی احساس خوشبختی کند؛ ما از غمها و شادیهای هم سهم میبریم.
همه میتوانند طعم رنج را به تنهایی بچشند اما هیچکس نمیتواند در جامعهای که خوشبخت نیست به تنهایی احساس خوشبختی کند؛ ما از غمها و شادیهای هم سهم میبریم.
سلام دوست عزیز باعث دلگرمی مرند می باشد که هنرمندانی مثل شما دارد لطفا به ما سر بزن وبه ما کمک بکن و یک عکس از خودت را برای ما بفرست تا در وبلاگ مورد استفاده قرار گیرد. با تشکر
خدایا کفر نمیگویم، پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی. خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایهی دیوار بگشایی لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است… دکتر علی شریعتی
ما که می خواستیم خلق جهان دوست باشند جاودان با هم ما که می خواستیم شادی و مهر حکم رانند در جهان با هم شور بختی نگر که در همه عمر خود نبودیم مهربان با هم ای شمایان که باز می گذرید بعد ما زیر اسمان با هم گر رسید ان دمی که ادمیان دوست گشتند و همزبان با هم انزمان با گذشت یاد کنید یاد نومید رفتگان با هم زنده یاد مشیری
وقتی نمیشه با صدای بلند شورو شوقت و بیان کنی و بگی سرشاری و سر مست از شادی ، باز هم رنج می بری
پست بدون عکس هم می تونه قشنگ باشه...مرسی قشنگ بود
این واقعیتیه . درد آوره .
مطمئنی! فکر نکنم تو جامعه ما این گفته صادق باشه